اول فصل وقتي قرمزهاي پايتخت توانستند نتايج درخشاني را کسب کرده و بر قله ليگ بايستند، همه کارشناسان و متوليان امر ورزش از يکه تازي شياطين سرخ انگشت به دهن مانده بودند و شکست اين تيم براي رقبا آرزوي دست نيافتني شده بود.
رفته رفته پرسپوليس به جايگاه واقعي خود که همه انتظار داشتند نزديک مي شد و وعده افشين قطبي که قول قهرماني با کسب 75 امتياز داده بود، داشت رنگ واقعيت به خود مي گرفت اما در اواسط نيم فصل اول اين تيم با ارائه بازي هاي نه چندان دلچسب و با چاشني شانس رقبا را با حداقل اختلاف از پيش رو برمي داشت.
نبايد مديريت بي نقص کاشاني را در اين بين فراموش کرد. وي در اولين تجربه مديريت ورزشي خود چنان حواشي تيم را کنترل کرد که انگار سال ها در سطح اول فوتبال مديريت کرده است.
هر روز حاشيه تازه اي مبني بر اختلاف مربيان تيم به گوش مي رسيد اما براي مقابله با هر نوع لغزش تنها تکذيب سد راه حاشيه سازان بود تا اين که با مرخصي 2 هفته اي مرزبان، همه چيز دگرگون شد.
پرسپوليس در جام حذفي مقابل پاس همدان با 3 گل، شکست تحقير آميزي را تجربه کرد و ضمن حذف از اين رقابت ها اولين شکست فصل را متحمل شد. عقيده کارشناسان بر اين بود که چون اين تيم هفته ها صدرنشين بوده و با شکست بيگانه شده، ممکن است باخت احتمالي اين تيم شاگردان قطبي را متزلزل سازد که البته درست از آب در آمد و اين تيم در بازي آخر نيم فصل نيز مقابل سپاهان تن به شکست داد اما باز هم کادر فني پرسپوليس معتقد بودند که با بدشانسي نتيجه را واگذار کرده اند و تيم واقعي را در نيم فصل دوم خواهيد ديد اما باز هم قول هاي بيهوده. اين تيم آن قدر در نيم فصل اول خوب نتيجه گرفت که افشين قطبي به عنوان امپراطور لقب گرفت.
با شروع نيم فصل دوم، اوضاع بدتر شد. پرسپوليس در تهران با يک گل نفت را برد ولي در رشت به حريف قعر جدولي باخت. اين نوسانات پرسپوليس بازهم به بدشانسي ربط داده شد! البته بيشتر کارشناسان نتايج ضعيف اين تيم را در نيم فصل دوم از دست دادن روحيه بازيکنان به خاطر کسر 6 امتياز مي دانند ولي واقعيت چيز ديگري است چرا که حتي مربيان اين تيم عقيده داشتند پتانسيل پرسپوليس بيش از اين ها است و حتي با کسر 20 امتياز هم به راحتي قهرمان مي شويم. بعد از نتايج ضعيف، افشين امپراطور عقب نشيني 15 امتيازي خود مبني بر قهرماني با 75 امتياز را با 60 امتياز اعلام کرد ولي آيا تيمي که در کورس قهرماني است به اين اندازه بايد ظاهر شود که در يک ميدان مسابقه بازيکنان، بي انگيزه و بي تفاوت بازي کرده و سنگين ترين شکست فصل را متحمل شوند؟
به نظر شما يک سرمربي که ادعاي فوتبال بين المللي مي کند، چرا نمي تواند به بازيکنان تيم انگيزه لازم را داده و مثل يک تيم بين المللي ظاهر شود؟ بايد منتظر ماند و ديد که سرمربي پرسپوليس مي تواند تيم بين المللي خود را به قهرماني برساند يا نه؟
دقيقا اين موضوع به نوعي براي آبي پوشان پايتخت نيز اتفاق افتاد. خريد بهترين بازيکنان ليگ قبلي و به نوعي اسمي ترين ها باعث شد انتظارات از استقلال نيز بالا رود ولي در واقع اين طور نبود چرا که بعد از پيروزي تقريبا همراه با شانس در برابر استقلال اهواز، در هفته دوم مقابل ملوان تن به شکست داد ولي مربيان اين نتيجه را عدم هماهنگي تيم و بد شانسي توجيه کردند. رفته رفته انتقاد کارشناسان مبني بر اين که تيم استقلال برحسب نياز خود دست به خريد بازيکن نزده و تنها براي سر و صدا در نقل و انتقالات رفته، رنگ واقعيت به خود گرفت چرا که اين تيم با از دست دادن بازيکن شاخصي چون کاظمي هيچ گاه نتوانست جايگزيني براي وي پيدا کرده تا کمربند اين تيم محکم شود البته وقتي سان جان به عنوان هافبک دفاعي تيم به کار گرفته شد، سرمربي وقت استقلال از وي به عنوان پديده ليگ اسم برد و عقيده داشت يکي از پديده ها خواهد شد ولي اين بازيکن که گفته مي شد در يکي از رستوران هاي دبي کار مي کرده تنها با دريافت مبلغ قرارداد خود و به دليل مشکل سربازي از اين تيم رفت تا بازهم قصه استعدادکشي بازيکنان داخلي تکرار شود.
بعد از نتايج بسيار ضعيف، هيات مديره استقلال با انتصاب حجازي به عنوان مدير فني، عملا وي را از تصميم گيري براي سرنوشت تيم کنار زد و با فيروز کريمي که براي معامله و خريد ماشين به باشگاه استقلال رفته بود قرارداد بستند.
کريمي که خود را در لباس جديدي مي ديد، عنوان کرد که مي تواند اين تيم را به عنوان يکي از مدعيان مطرح و تنها بعد از 25 هفته تمرين با استقلال حتي به منچستر هم نمي بازد اما طولي نکشيد که وي مقابل پاس همدان در تهران شکست خورد ولي باز هم حرف هاي مربيان از کليشه اي دست برنداشتند و به خاطر تغيير در کادر فني و عدم شناخت نفرات اين باخت را نيز توجيه کردند.
فيروز کريمي که نمي خواست جايگاه خود را از دست رفته ببيند ابتدا در تيم انقلابي بوجود آورد. درگيري، تنبيه و نيمکت نشين کردن بازيکنان با سابقه تيم از جمله، نوازي، مجيدي، جباري، لطفي و قرباني هم دردي دوا نکرد بلکه بيشتر به مشکلات تيم افزود.
بعد از اين که استقلال توانست با ضربات پنالتي ذوب آهن را در جام حذفي کنار بزند، طرفداران آبي پوش پايتخت حداقل به کسب قهرماني در اين رقابت ها اميدوار شدند.
در نيم فصل دوم فيروز کريمي قول قهرماني در ليگ برتر را بدون در نظر گرفتن امتيازات نيم فصل اول داده است ولي آيا با اين نوساناتي که تيم پرمهره استقلال از خود نشان داده، عملي کردن اين قول منطقي به نظر مي رسد؟
هنوز مصاحبه کريمي يادمان نرفته که گفت: بعد از 25 هفته حتي به منچستر هم نمي بازد ولي ديديم که بعد از ماه ها سرمربيگري استقلال، حتي به تيم ته جدولي پگاه آن هم در ورزشگاه آزادي با نتيجه 4 بر يک که در 30 سال اخير بي سابقه بوده، مي بازد.
اميدواريم که مسئولين دو تيم پرطرفدار سرخابي فکري به حال حواشي و سرنوشت آن ها بيانديشند تا طرفداران ميليوني استقلال و پرسپوليس فوتبال زده نشده و از ورزشگاه ها فراري نباشند.
انتظار ما از مربيان دو تيم اين است که به جاي مصاحبه هاي خيالي و رويا پردازي براي پوشاندن ضعف تيمي، فکري به حال آينده سرخابي کنند تا باعث خالي شدن ورزشگاه ها نشوند.