تبليغاتX
ساحل فوتبال
  بار کج به منزل نمي رسد
    نقض قوانين فيفا به منزله فرهنگ کشي در ورزش

    بعد از سال ها متوجه نشديم، قانون فيفا درست است يا قانون ساري و جاري در فوتبال ايران.

فوتبال ما علاوه بر کمبود امکانات، با گرفتاري هاي بسيار زيادي دست و پنجه نرم مي کند که يکي از اين مشکلات، قوانين انضباطي در برخورد با بي انضباطي در امر ورزش است.
 به نظر مي رسد مسئولين قصد ندارند به اين بي نظمي ها پايان دهند چرا که هرگاه کميته انضباطي با صدور احکام اراده کرده جلوي اين بي مبالاتي ها را در ورزش بايستد به نوعي از طريق عوامل مختلف قانون خنثي و دور زده شده است. به طور حتم جريان حذف استقلال از ليگ قهرمانان آسيا از ياد هواداران پورشور اين تيم محبوب پاک نشده است. در اين بين حالا به هر دليلي ليست بازيکنان آبي پوشان پايتخت ارسال نشد و AFC با توجه به تلاش هاي زيادي که اين باشگاه از هر طريقي انجام داد، محکم بر راي صادره خود و در مقابل راي دادگاه عالي ورزش نيز ايستاد پچيزي که هنوز در کشور ما جا نيفتاده يا اين که هنوز رسميت ندارد!
 سال قبل سياوش اکبرپور با توجه به بي انضباطي هاي مکرر توسط کميته انضباطي محروم شد اما شرايطي را فراهم کردند که وي بتواند ضمن پرداخت جريمه نقدي از محکوميت مبرا شده و به راحتي به فوتبال خود در آن سوي آب ها ادامه دهد. اين نقض قوانين تنها به رشته فوتبال برنمي گردد. در ورزش مهيج کشتي که به نوعي متعلق به کشور ماست نيز اين قوانين من درآوردي ديده مي شود. نمونه بارز آن عدم حضور مهدي حاجي زاده در دادن تست دوپينگ که به نوعي اين جريان ماست مالي شد و حتي از جريمه و محکوميت هم خبري نشد. وقتي ما مي گوييم بايد از فوتبال اروپا الگو برداري کرده تا پيشرفت کنيم خيلي ها ما را به تمسخر مي گيرندالبته حق دارند. آن ها بر اين عقيده اند که وقتي فدراسيوني نمي تواند به درستي قوانين وضع شده فيفا را در مسابقات خود پياده کند، چطور مي تواند از برنامه ريزي، تکنولوژي و امکانات ديگر اروپا در پيش برد هدف خود در عرصه ورزش از آن ها تقليد يا تبعيت کند. وقتي ريو فرديناند مدافع و کاپيتان منچستر يونايتد و تيم ملي انگليس از دادن تست دوپينگ سرباز زد هرچند اصلا دوپينگي بودن وي محرز نشد ولي به مدت 6 ماه از حضور در کليه مسابقات محروم و به پرداخت خسارت و جريمه محکوم شد. متاسفانه کميته انضباطي فدراسيون فوتبال هيچ پشتيباني ندارد. حتي در طول اين دوران يک بار شوراي استيناف از راي هاي صادره اين کميته حمايت نکرد. بارها و بارها راي ها را به دليل ابراز همدردي با تيم ها يا بازيکنان مختلف شکست. اگر اين طور است چرا اين شورا در برگرداندن 6 امتياز پرسپوليس پيش دستي نمي کند. وقتي پرسپوليس به دليل مشکلات مديريتي گذشته و در پي بستن قراردادهاي بي حساب با برخي مربيان و بازيکنان دچار اين دردسر بزرگ شد، چرا با وجود اعتراضات و مکاتبات وکلاي اين تيم، فيفا 6 امتياز را به اين تيم بازنگرداند؟ پس بايد اين نقيصه ها را برطرف کرد تا در سال هاي آتي ديگر تيم هاي مطرح ما دچار اين دردسرها نشوند.
 به نظر مي رسد اين نقض قوانين نمي خواهند دست از سر فوتبال ما بردارند. متاسفانه يکي از عضو شوراي استيناف دليل بخشيده شدن راي مجتبي جباري را خطر حذف استقلال از جام حذفي و شايد قرار نگرفتن وي در ليست تيم ملي عنوان کرده است!  اگر اين طور است چرا يک بازيکن خوش اخلاق و ملي پوش بايد جلوي چشم ميليون ها بيننده حرکت غير ورزشي انجام داده تا فرهنگ خود و ملت خود را زير سوال ببرد؟ مگر قهرمان شدن استقلال و پرسپوليس تعهد شوراي استيناف است که مي گويند چون که استقلال در ليگ اميد قهرماني نداشت، خطر حذف از جام حذفي احساس مي شد. اگر ما اشتباه مي کنيم به ما بگوئيد. چه زماني شوراي استيناف براي صدور راي نهايي اين اندازه سريع اقدام کرده بود که براي محروميت جباري برگزار شد؟ البته کفاشيان گفته که حکم کميته انضباطي لغو نشده بلکه به حالت تعليق در آمده است!  اگر اين طور نيز باشد پس چرا در حالي که محکوميت جباري در حال تعليق بود، وي مقابل راه آهن بازي کرد؟
 متاسفانه اين نوع بذل و بخشش ها بيشتر باعث ايجاد فرهنگ بي نظمي در ورزش مي شود و نوجوان و جواني که بازيکنان تيم محبوب خود را الگوي خود مي داند، بر اساس همان رفتار فرد، حرکات خود را تنظيم و الگو برداري مي کند.
به نظر مي رسد شوراي استيناف برخلاف نظر خود که مي گويد منافع ملي را در راي جباري در نظر گرفته، بحث فرهنگ کشي در ورزش را تقويت کرده است. اگر واقعا منافع ملي در ميان بود چرا مسئولين امر ورزش ما سعي نکردند با ارسال به موقع ليست باشگاه استقلال از حذف فاجعه بار اين تيم جلوگيري و با پرداخت به موقع طلب هاي باشگاه پرسپوليس، مانع کسر 6 امتياز از اين باشگاه هاي پرطرفدار شوند؟ آيا پرسپوليس و استقلال مگر مردمي نيستند و مشکلات آن ها به منافع ملي ضربه نمي زند؟ ما بد آمزي و آموزش غلط را با نقض قانون در دستور کار وخود قرار داده ايم و مي خواهيم در خارج مرزها هم با ما چنين رفتار شود!
 اميدواريم مسئولين با دور انديشي خود بتوانند ريشه اختلافات بين کميته انضباطي و شوراي استيناف را حل کرده و بيشتر در امر حفظ منافع ملي کوشا باشند و در بعد فرهنگي نيز اقدامات لازم را در دستور کار قرار دهند چرا که خشت اول اين بنياد را ما و در داخل کشور بنا مي نهيم اگر بار کج باشد هيچ گاه به منزل نمي رسد. 
 
  
 

نوشته شده توسط مجتبی سیدی  | لینک ثابت |

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 15:4
درد مشترک سرخابي
قول هاي بيهوده براي پوشش ضعف تيمي

مصاحبه هاي اول فصل قطبي به طور حتم از اذهان مردم فوتبال دوست کشورمان پاک نشده است. صحبت هايي که دل هر طرفدار بدبيني را روشن و به آينده پرسپوليس اميدوار مي کرد.

 اول فصل وقتي قرمزهاي پايتخت توانستند نتايج درخشاني را کسب کرده و بر قله ليگ بايستند، همه کارشناسان و متوليان امر ورزش از يکه تازي شياطين سرخ انگشت به دهن مانده بودند و شکست اين تيم براي رقبا آرزوي دست نيافتني شده بود.

رفته رفته پرسپوليس به جايگاه واقعي خود که همه انتظار داشتند نزديک مي شد و وعده افشين قطبي که قول قهرماني با کسب 75 امتياز داده بود، داشت رنگ واقعيت به خود مي گرفت اما در اواسط نيم فصل اول اين تيم با ارائه بازي هاي نه چندان دلچسب و با چاشني شانس رقبا را با حداقل اختلاف از پيش رو برمي داشت.

نبايد مديريت بي نقص کاشاني را در اين بين فراموش کرد. وي در اولين تجربه مديريت ورزشي خود چنان حواشي تيم را کنترل کرد که انگار سال ها در سطح اول فوتبال مديريت کرده است.

هر روز حاشيه تازه اي مبني بر اختلاف مربيان تيم به گوش مي رسيد اما براي مقابله با هر نوع لغزش تنها تکذيب سد راه حاشيه سازان بود تا اين که با مرخصي 2 هفته اي مرزبان، همه چيز دگرگون شد.

 پرسپوليس در جام حذفي  مقابل پاس همدان با 3 گل، شکست تحقير آميزي را تجربه کرد و ضمن حذف از اين رقابت ها اولين شکست فصل را متحمل شد. عقيده کارشناسان بر اين بود که چون اين تيم هفته ها صدرنشين بوده و با شکست بيگانه شده، ممکن است باخت احتمالي اين تيم شاگردان قطبي را متزلزل سازد که البته درست از آب در آمد و اين تيم در بازي آخر نيم فصل نيز مقابل سپاهان تن به شکست داد اما باز هم کادر فني پرسپوليس معتقد بودند که با بدشانسي نتيجه را واگذار کرده اند و تيم واقعي را در نيم فصل دوم خواهيد ديد اما باز هم قول هاي بيهوده. اين تيم آن قدر در نيم فصل اول خوب نتيجه گرفت که افشين قطبي به عنوان امپراطور لقب گرفت.

با شروع نيم فصل دوم، اوضاع بدتر شد. پرسپوليس در تهران با يک گل نفت را برد ولي در رشت به حريف قعر جدولي باخت. اين نوسانات پرسپوليس بازهم به بدشانسي ربط داده شد! البته بيشتر کارشناسان نتايج ضعيف اين تيم را در نيم فصل دوم از دست دادن روحيه بازيکنان به خاطر کسر 6 امتياز مي دانند ولي واقعيت چيز ديگري است چرا که حتي مربيان اين تيم عقيده داشتند پتانسيل پرسپوليس بيش از اين ها است و حتي با کسر 20 امتياز هم به راحتي قهرمان مي شويم. بعد از نتايج ضعيف، افشين امپراطور عقب نشيني 15 امتيازي خود مبني بر قهرماني با 75 امتياز را با 60 امتياز اعلام کرد ولي آيا تيمي که در کورس قهرماني است به اين اندازه بايد ظاهر شود که در يک ميدان مسابقه بازيکنان، بي انگيزه و بي تفاوت بازي کرده و سنگين ترين شکست فصل را متحمل شوند؟

 به نظر شما يک سرمربي که ادعاي فوتبال بين المللي مي کند، چرا نمي تواند به بازيکنان تيم انگيزه لازم را داده و مثل يک تيم بين المللي ظاهر شود؟ بايد منتظر ماند و ديد که سرمربي پرسپوليس مي تواند تيم بين المللي خود را به قهرماني برساند يا نه؟

دقيقا اين موضوع به نوعي براي آبي پوشان پايتخت نيز اتفاق افتاد. خريد بهترين بازيکنان ليگ قبلي و به نوعي اسمي ترين ها باعث شد انتظارات از استقلال نيز بالا رود ولي در واقع اين طور نبود چرا که بعد از پيروزي تقريبا همراه با شانس در برابر استقلال اهواز، در هفته دوم مقابل ملوان تن به شکست داد ولي مربيان اين نتيجه را عدم هماهنگي تيم و بد شانسي توجيه کردند. رفته رفته انتقاد کارشناسان مبني بر اين که تيم استقلال برحسب نياز خود دست به خريد بازيکن نزده و تنها براي سر و صدا در نقل و انتقالات رفته، رنگ واقعيت به خود گرفت چرا که اين تيم با از دست دادن بازيکن شاخصي چون کاظمي هيچ گاه نتوانست جايگزيني براي وي پيدا کرده تا کمربند اين تيم محکم شود البته وقتي سان جان به عنوان هافبک دفاعي تيم به کار گرفته شد، سرمربي وقت استقلال از وي به عنوان پديده ليگ اسم برد و عقيده داشت يکي از پديده ها خواهد شد ولي اين بازيکن که گفته مي شد در يکي از رستوران هاي دبي کار مي کرده تنها با دريافت مبلغ قرارداد خود و به دليل مشکل سربازي از اين تيم رفت تا بازهم قصه استعدادکشي بازيکنان داخلي تکرار شود.

بعد از نتايج بسيار ضعيف، هيات مديره استقلال با انتصاب حجازي به عنوان مدير فني، عملا وي را از تصميم گيري براي سرنوشت تيم کنار زد و با فيروز کريمي که براي معامله و خريد ماشين به باشگاه استقلال رفته بود قرارداد بستند.

کريمي که خود را در لباس جديدي مي ديد، عنوان کرد که مي تواند اين تيم را به عنوان يکي از مدعيان مطرح و تنها بعد از 25 هفته تمرين با استقلال حتي به منچستر هم نمي بازد اما طولي نکشيد که وي مقابل پاس همدان در تهران شکست خورد ولي باز هم حرف هاي مربيان از کليشه اي دست برنداشتند و به خاطر تغيير در کادر فني و عدم شناخت نفرات اين باخت را نيز توجيه کردند.

فيروز کريمي که نمي خواست جايگاه خود را از دست رفته ببيند ابتدا در تيم انقلابي بوجود آورد. درگيري، تنبيه و نيمکت نشين کردن بازيکنان با سابقه تيم از جمله، نوازي، مجيدي، جباري، لطفي و قرباني هم دردي دوا نکرد بلکه بيشتر به مشکلات تيم افزود.

 بعد از اين که استقلال توانست با ضربات پنالتي ذوب آهن را در جام حذفي کنار بزند، طرفداران آبي پوش پايتخت حداقل به کسب قهرماني در اين رقابت ها اميدوار شدند.

در نيم فصل دوم فيروز کريمي قول قهرماني در ليگ برتر را بدون در نظر گرفتن امتيازات نيم فصل اول داده است ولي آيا با اين نوساناتي که تيم پرمهره استقلال از خود نشان داده، عملي کردن اين قول منطقي به نظر مي رسد؟

هنوز مصاحبه کريمي يادمان نرفته که گفت: بعد از 25 هفته حتي به منچستر هم نمي بازد ولي ديديم که بعد از ماه ها سرمربيگري استقلال، حتي به تيم ته جدولي پگاه آن هم در ورزشگاه آزادي با نتيجه 4 بر يک که در 30 سال اخير بي سابقه بوده، مي بازد.

اميدواريم که مسئولين دو تيم پرطرفدار سرخابي فکري به حال حواشي و سرنوشت آن ها بيانديشند تا طرفداران ميليوني استقلال و پرسپوليس فوتبال زده نشده و از ورزشگاه ها فراري نباشند.

 انتظار ما از مربيان دو تيم اين است که به جاي مصاحبه هاي خيالي و رويا پردازي براي پوشاندن ضعف تيمي، فکري به حال آينده سرخابي کنند تا باعث خالي شدن ورزشگاه ها نشوند.

 
  تصاوير ضميمه
 

نوشته شده توسط مجتبی سیدی  | لینک ثابت |